آدمهایی که دیگر هرگز...
انگار تمام آدمهایی که دیگر هرگز نخواهم دیدشان،
دارند با هم به من نگاه می کنند ؛
مرا به هم نشان می دهند...
.
.
.
.
تو اکنون دقیقاً کجایی......؟
من خوب می دانم :
یک نیمه ات پیش آنها ؛
تمامت هم پیش شاعری "همیشه ناتمام"...
اصلاً چرا باید دید، کسی را که از همان اوّلِ داستان
مطمئنی دیگرش هرگز نخواهی دید...
چالوس : رادیو دریا / ۲۸ اسفند ۹۵
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 13:31 توسط امیر حسین دیبایی
|
گر من ز عجایبی که در دل دارم: