گرچه زیارت غمتان کم نیامدم :

شاید دگر به یاد شما هم نیامدم...

 

در این "بهشتِ گمشده" آتش گرفته ام... ؛

می پرسم از خودم به جهنّم نیامدم...!؟

 

از هم گسیخته ؛ به شعاعی نگفتنی... ؛

هرگز بدون دوست، فراهم نیامدم...

 

دیری ست جز تو از همه عالم بریده ام ؛

گویی خود از اساس به عالم نیامدم...

 

ابیات، بی جهت نمی آیند بر زبان ؛

چون من که بی دلایل محکم نیامدم...

 

حوّای تشنه کامِ من! آیا من از نخست :

با آبروی خاکیِ آدم نیامدم...؟

 

شب، سرزمینِ روحِ مرا قبضه کرده است... ؛

زینرو به سوی روزشمارم نیامدم.............

 

رودبارک/ کلاردشت - شهریور ۱۳۸۹